- کجا
- نمی دونم
بعداز اون دیگه دل و دماغ نداشتم از درس هم بدم اومده بود به زور خودم رو تا دیپلم رسوندم به اسرار مادرم دانشگاه شرکت کردم و قبول شدم
این داستان ادامه دارد
گرگ بازوزه باد هم اواز می شود
من می مانم تومی مانی
تو که سالهاست از من دوری
با همان نگاه سرد
گرم یاداوری ورنه من از یادت نمی کاهم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
****************************
بی تو مهتاب شبی باز ازان کوچه گذشتم چشمانم تمنا کردند که یکبار دیگر تو راببینند ولی افسوس که چشمانت را میان صد چشم دیگر گم کردم کاش فقط یکبار یکبار دیگر چشمانت را می یافتم و این دل ویران شده رااز نومی ساختم
باالهام از فریدون مشیری
-سلام خانم افرینش
- سلام شما
- من فردین محمدی هستم
- خوب هستید اقای محمدی ببخشید نشناختمتون بقیه کجان
- من بهشون گفته بودم نیایید
- چرا؟
داستان ادامه دارد
